تبليغاتX
نامه هاي در بـــــــــــــــاد...

                                  

يك پاپاراتزي ( عكاساني كه شغلشون گرفتن عكس هاي مخفيانه از آدمهاي مشهوره ) و يك دكتر وقتي چشماشونو باز ميكنن خودشون رو در يك اتاق تاريك ميبينن در حالي كه يكي از پاهاشون زنجير شده.و يك جسد كه تيري تو مخش خورده وسط اتاق افتاده. در جيب هردوشون يك نوار هست كه با اين جمله رعب آور شروع ميشه :

HELLO, I WANT TO PLAY THE GAME

نوار ميگه كه براي نجات جونشون بايد چه كار كنن .طبق دستور نوار براي آزاي دكتر اون بايد پاپاراتزي رو بكشه تا نجات پيدا كنه  و اگه تا زمان مقرر اين كارو نكنه زن و بچش كشته ميشن. البته يك راه ديگه براي هردوشون هست : قطع كردن پاشون به وسيله اره!  در آخر فيلم هم وقتي دكتر صداي تيراندازي رو از خونش ميشنوه جنون بهش دست ميده و با اره اي كه اونجا بود پاشو قطع ميكنه تا بره كمك بياره . اون پاپاراتزي هم ميگه منو تنها نذار ولي دكتر ميره و ميگه كمك ميارم . در همين لحظه اون جسدي كه اون وسط افتاده بود بلند ميشه و ما براي اولين بار جيگسا(لقب اين قاتل يعني اره مويي ) رو ميبينيم و شروع ميكنه داستان رو تعريف ميكنه در آخر هم ميگه

!THE GAME IS OVER

و اون پاپاراتزي رو تو اون اتاق تنها ميذاره تا بميره وبپوسه...

 

بايد بگم قبل از ديدن اين فيلم فكر ميكردم با يك اثر ضعيف اسلشر (ژانر فيلم هاي پر از خونريزي ) روبرو هستم ولي بايد بگم نظرم 180 درجه عوض شد. تا فيلم رو نبينيد باورتون نميشه با چه اثر خلاقانه اي روبرو هستيد. فيلم پر از نكات ريز و ظريفه كه اثرش بعدها و حتي در نسخه هاي بعدي نمايان ميشه.

جيگسا يك آدم سرطاني هستش كه همين دكتري كه پاشو قطع كرد اونو جواب كرده بود. هدف جيگسا اينه كه به آدما بفهمونه زندگي چقدر ارزشمنده و آدمايي كه ارزش اونو نميدونن شايسته زنده موندن نيستنو تو اون لحظات هستش كه ارزش عمرشونو ميفهمن. جيگسا يه دستيار داره كه هويتش مخفي ميمونه تا در قسمت 2 ما با اون آشنا بشيم

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/06/19 و ساعت 0:47 |

                                           

بازيگران : نائومي واتس ؛ شان پن ؛ بنيكو دلتورو

كارگردان : الخاندرو اينيا ريتو

امتياز : 8.0

1-1-مرد خلافكاري دچار تحول روحي شده و بعد از برنده شدن يك وانت در لاتاري بسيار مذهبي شده و اين رو مديون مسيح ميدونه

1-2-مردي در آستانه مرگه ؛ قلبش داره از كار ميوفته و منتظر عمل پيونده

1-3- يك خانواده چهار نفري زندگي خوبي با هم دارن

 

2-1 مرد خلافكار در روز تولدش وقت برگشت به خونه يك مرد و 2 دختر رو زير ميگيره

2-2 به مرد خبر ميرسه خانواده  يه نفر كه بر اثر تصادف به همراه 2 دختر كشته شده حاضر شدن قلب بهش اهدا كنن

2-3 مرد خاونواده به همراه 2 دختر بر اثر تصادف ميميرن

 

3-1 مرد ميره اعتراف ميكنه و دوباره ميوفته زندون تمام ايمانش رو ازدست ميده و كفر ميگه . زنش وانت رو ميفروشه وكيل ميگيره . نتيجه اين كه بعد از 2 سال مرد آزاد ميشه و ديگه پيش خانوادش برنميگرده . ميره يك جايي خارج شهر كار پيدا ميكنه

3-2 و 3-3 مرد بعد از عمل پيوند دنبال اهدا كننده ميگرده و ماجرا رو ميفهمه با زن ارتباط برقرار ميكنه و با هم دوست ميشن زن از مرد ميخواد اون كسي كه باعث شده شوهرش و دو تا دختراش كشته بشن رو بكشه. قلب مرد هم پس ميزنه و دكتر ميگه تا چند وقت ديگه ميميره

---------

مرد وقتي ميبينه كه در حال مرگه تصميم ميگيره اونو بكشه اسلحه ميخره و خلافكار رو يك جايي گير ميندازه ولي به جاي اينكه بكشتش ولش ميكنه و ميذاره اون بره . به زن ميگه كه خلافكار رو كشته . در همين لحظه خلافكار مياد و بين اونا درگيري پيش مياد و مرد تير ميخوره خلافكار اونو به دكتر ميرسونه . وقتي به بيمارستان ميرسن زن ميفهمه حاملست.

 

پايان...

 

21 گرم فيلم بسار بسيار جالي بود اگر از خلاصه فيلم چيزي متوجه نشدين به من خرده نگيرين باور كنين از اين ساده تر نميشه داستان رو شرح داد چون مدام كات ميخوره به داستان ديگه يا زمان و مكان ديگه . به نظرم مهمترين نكته اي كه اين فيلم ميخواد بگه اينه كه هيچ كار خدا بي حكمت نيست.به اين نكته دقت كنيد كه اگر اون مرد خلافكار اون وانت رو برنده نميشد بنابراين زنش پولي نداشت كه به وكيل بده تا اون آزاد بشه و بتونه اون مرد رو نجات بده ...

 

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/06/15 و ساعت 2:14 |

                                     

بازيگران :رضا عطاران؛ فتحعلي اويسي ؛ جواد رضويان ؛ مهران غفوريان

دختر قصه بعد از اينكه در يك مهموني دوست پسرش بهش ميگه ديگه نميخواد باهاش باشه مياد خونه . در همين لحظات دزدي(رضا عطاران) در حال باز كردن گاو صندوق در خونه اين دختره هستش . دختره به قصد خودكشي به عالمه قرص رو ميخوره و دزده كه زير تخت بوده همه چيز رو ميبينه بعد از اينكه از خونه ميره بيرون دلش ميسوزه به همراه دستيارش (جواد رضويان) برميگرده دم خونه دختره و يه جوري مادر دختره از قضيه خبردار ميشه .طي يك اتفاقاتي دزده با دختره آشنا ميشه و بهش ميگه ميتونه پسر مورد علاقشو برگردونه .در همين حين عاشق دختره ميشه ولي در آخر در مراسم عروسي  دختره همه چيز رو ميفهمه دزده هم ميره و ديگه بر نميگرده

 

خب بايد بگم من كه خيلي خوشم اومد يازيگراي طنز مورد علاقه من همه جمع بودن فقط حيف كه نقش غفوريان كم بود . عطاران عالي بازي كرد مثل هميشه .اگه دلتون لك زده واسه يه دل سير خنديدن با يه داستان كم و بيش درست حسابي حتما اين فيلم رو ببينيد

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/06/11 و ساعت 1:16 |

                                            

بازيگران : مونيكا بلوچي ؛ جوزپه سولفارو

كارگردان :جوزپه تورناتوره

امتياز :  8.5

در يكي از دهكده هاي ساحلي ايتاليا دختر بسيار زيبايي به تنهايي زندگي ميكرد پدر اين دختر معلم دهكده بود و ناشنوا . تمام پسرا ؛ مردا ؛ پيرها و... عاشق اين دختر بودن . داستان از زبون يكي از نوجوان هاي شهر روايت ميشه. مردم تو اين شهر كوچيك به خصوص زنها از روي حسادت حرفهاي زيادي پشت سرش درآورده بودن و كلي اذيتش ميكردن .تمام مردهاي شهر آروز داشتن يك شب .... ! به خاطر همين زنها از مالنا متنفر بودن .بالاخره جنگ چهاني شروع شد و فقر همه جا رو گرفت مالنا هم از روي ناچاري مجبور بود به بعضي از آدماي با نفوذ باج! بده  و با آلمانيهايي كه اونجا رو گرفته بودن مراوده زيادي پيدا كرده بود وقتي جنگ تموم شد و نيروهاي متفقين وارد ايتاليا شدن  زنها هم از فرصت سو استفاده كردن و به مالنا تهمت جاسوسي زدن و تا جا داشت كتكش زدن لباس هاشو پاره كردن موهاشو از ته تراشيدن و ...                                                                         

 

مالنا يك كار فوق العاده ديگه از تورناتوره هستش اگه فيلم سينما پاراديسو رو ديده باشيد ميفهميد فيلم تو چه حال و هوايي هستش. موزيك بسيار زيبا و تاثير گذار موريكونه هم بر زيبايي فيلم تاثير زيادي گذاشته . كلا فيلم پر احساس هستش در ضمن درش بعضي مسائلي مطرح ميشه كه هيچ وقت كسي جرات بازگو كردنش رو نداره.فيلم رو ببينيد و لذت ببريد   
+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/06/07 و ساعت 1:59 |

                                             

بازيگران : استيو استاتهان امي اسمارت

كارگردان : نولدين تيلور

امتياز :8.9

 

داستان در مورد مردي به نام چيو چليوس هستش كه از خواب بيدار ميشه و به وسيله يك فيلم ميفهمه كه با يه ماده مخدر خفن چيني مسموم شده و اگه بدنش از تحرك بيوفته درجا ميميره! پس در نتيجه بايد دائم فعاليت بدني داشته باشه يعني دائم بدوئه نوشابه انرژي زا بخوره . س ك س داشته باشه! و ... وقتي اين موضوع رو ميفهمه شروع ميكنه به گشتن دنبال كسي كه اين كارو باهاش كرده اين آقاي چيو جزء دارو دسته مافيايي هستش و اونا هم يك گروه مافيايي ديگه حالا شما تصور كنين هم ميخواد دنبال اونا بگرده هم نبايد يك لحظه از حركت وايسه. در نهايت اون طرف رو پيدا ميكنه و از بالاي هلكوپتر هردوتا ميپرن پايي آخرين صحنه قبل از اينكه چليوس بخوره زمين به دوست دخترش زنگ ميزنه و خيلي ريلكس ميگه : عزيزم ميدوني من خيلي دوست داشتم. ميبينمت!  گوشي رو قطع ميكنه و ميخوره زمين و تمام!

واقعا به جرات ميگم يكي از بهترين فيلم هاي اكشني بود كه ديدم  در تمام مدت يك ساعت و نيم چنان هيجاني به شما ميده كه باورتون نميشه ريتم فيلم فوق العاده سريع و هيجان انكيزه . از صحنه هاي جالب فيلم اونجاست كه جليوس به همراه دوست دخترش داره قدم ميزنه و حالش بد ميشه به دكترش زنگ ميزنه اون هم از همه چيز خبر داشت ميگه در اين مرحله تو بايد س ك س داشته باشي . جليوس هم همون لحظه وسط خيابون محله چيني ها.... بله!   

 

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/06/01 و ساعت 1:3 |

اگه ميخواين يه نوكيا N95 يا سوني اريكسون p990 برنده بشيد
لحظه اي درنگ نكنيد بر روي اين لينك كليك كنيد
از رويا تا واقعيت!
كاملا حقيقي
بدون پرداخت حتي يك ريال!
                                                          http://pango.blogfa.com

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/05/26 و ساعت 1:33 |

                                  

کارگردان : کریستوفر گانز

بازیگران: رادها میشل . شان بین

امتیاز فیلم: ۷.۹

داستان در مورد زن و مردي است كه بچه اي از پرورشگاه گرفتند حالا اين بچه شب ها تو خواب راه ميره و نام جايي به نام سايلنت هيل رو ميگه و ميخواد به اونجا بره.زن علي رغم ميل مرد تصميم ميگيره به اون شهر بره. از قديم هم نام اون شهر به وجود اشباه شهره بوده زن ميره و در نهايت وارد شهر ميشه . اين شهر در دهه 70 بر اثر انفجار معدن زغال سنگ براي هميشه متروك شده و كسي اونجا زندگي نيمكنه وقتي كه ميخواستند وارد شهر بشن يك پليس اونا رو تعقيب ميكنه و در نهايت يك تصادف ميشه و زن بيهوش ميشه وقتي به هوش مياد ميبينه دخترش نيست و تنهايي وارد شهر شده از اينجا زن وارد شهر ميشه و با چيزهاي عجيب و ترسناكي روبرو ميشه . مثلا ناگهان ناقوسي به صدا در مياد و تاريكي همه جارو فرا ميگيره اونوقت موجودات عجيب و وحشتناك از همه جا پيداشون ميشه.در نهايت ميفهميم كه در اون سالي كه شهر متروك شده دختري در مدرسه تحصيل ميكرده كه چون باباش مشخص نبوده مورد تمسخر و اهانت هم شاگردي ها و معلمش قرار ميگرفته . معلم هم از اون آدماي دگم كله خشك بوده كه ميگفته اين بچه ناپاكي و گناه رو با خودش به اين شهر آورده  وتصميم ميگيره اونو قرباني كنه تا پليدي و كفر از اون شهر بره بجه بدبخت رو به سبك قرون وسطي كه جادوگران رو آتيش ميزدند . روي آتيش ميذاره ولي در آخرين لحظات پليس مياد ولي خيلي دير شده و كل پوست اين بجه و تمام سر وصورتش از بين رفته كم كم كينه اين بچه باعث ايجاد آتش سوزي و نفرين ابدي اين شهر و مردمش ميشه                                       

 

خب بايد بگم ابن فيلم بر اساس داستان يك بازي معروف كامپيوتر به همين نام ساخته شده و من خودم اين بازي رو انجام دادم . اولين باري هست كه ميبينم فيلمي كه از روي بازي ساخته ميشه اينقدر خوب در بياد . من دو فيلم رزيدنت ايول رو ديدم ولي اين فيلم چيز ديگه اي هست . فيلم نامه محكم و  بازي عالي . فيلمي كه نميخواد به هر قيمتي شما رو بترسونه . در يك كلام بهترين اقتباسي كه ميشد از اين بازي كرد . به دوستداران اين بازي توصيه ميكنم حتما اين فيلم رو ببينند 

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/05/18 و ساعت 13:1 |

 

                                       

 

بازيگران : پرويز پرستوئي ؛ رضا كيانيان ؛ فرهاد اصلاني ؛مهتاب كرامتي ؛آتيلا پسياني

كارگردان:

 

مردي با بازيگري پرويز پرستوئي فكر ميكن در زمان جنگ يكي از دوستانش به نام يحيي رو كشته و دائم دجار عذاب وجدانه سرانجا ميره پيش پدر يحيي و بهش ميگه من قاتل پسرت هستم. براي اينكه حرفشو به پيرمرد ثابت كنه میره پيش يكي يكي از كساني كه اون شب اونجا بودن . سرانجام در آخر فيلم متوجه ميشيم كه تو اون شب يحيي بر اثر تركش زخمي ميشه و گروه در حال عملياتي در آب بودن و بايد همه سكوت ميكردن . يحيي به خاطر زخم آه و ناله ميكرده فرمانده به پرستوئي ميگه ببرش زير آب و كارو تموم كن و...

خب پاداش سكوت از لحاظ بازيگران واقعا چيزي كم نداشت و اين لشكر بازيگران نشون ميداد پول حسابي تامين بوده . در وصف اين قضيه همينو بگم كه نقش آتيلا پسياني 5 دقيقه و نقش رضا كيانيان 2 دقيقه بود!

فيلمبرداري كار هم خيلي خوب بود مخصوصا كه شنيدم براي صحنه هاي داخل آب يك گروه فيلمبردار از المان آورده بودن . بازي پرستوئي هم مثل هميشه عالي و بي نقص بود. از صحنه هاي جالب فيلم اونجايي بود كه پرستوئي روي تخت خوابيده بود و بك دفعه آب از پائين پر ميشه و پرستوئي ميره زير آب . يك بار ديگه هم توي آسانسور اين اتفاق واسش افتاد و يك دفعه تمام آسانسور پر از آب شد .

در هر صورت با اين همه بازيگر توقع فيلم بهتري رو داشتم . خط داستان خيلي كند و يكنواخته شايد به خاطر اينه كه از روي يك كتاب نوشته شده و فيلمنامه نويس (كامپوزيا پرتوي) نتونسته خوب از كار در بياره. اين فيلم از روي كتاب " من قاتل پسرتان هستم " جعفر دهقان ساخته شده
+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/05/14 و ساعت 21:0 |

بازيگران:جورج كلوني ؛ مت دمون
كارگردان :
امتياز فيلم : 6 از 10
محصول 2005 وارنر
داستان فيلم : نفت زياد يعني پول زياد ! داستان در مورد مردي (جورج كلوني) هست كه به عنوان جاسوس به ايران مياد . اطلاعات جمع ميكنه براي واشنگتن و يه عمليات بمب گذاري هم انجام ميده. چند شركت نفتي هستند كه با هم رقابت ميكنن تا بتونن بازار نفت خاورميانه رو به دست بيارن...

به طور كلي فيلم سيريانا فيم پيچيده اي هست با چند داستان جدا از هم روبرو هستيم . به طور كلي ريتم فيلم كند و يكنواخته و گاهي خسته كننده . نكته جالب اينكه در اول فيلم ايران رو نشون ميده و يك پارتي شبانه! كه پسر و دخترا در حال لهو و لعب! هستن جوج كلوني ميگه با دختره ميخواي كاري كني؟ پسر ايراني جواب ميده : بعد از نماز!!!

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/05/14 و ساعت 0:54 |


بازيگران : جت لي ؛ مورگان فريمن
كارگردان : كوان يانگ
محصول 2006 يونيورسال آمريكا
امتياز فيلم : 7.9 از 10
داستان فيلم : مرد خلافكاري در لندن زندگي كثيفي داره . با زنهاي هرزه رابطه داره؛ باج گيري ميكنه پول زور ميگيره . اين قدرت رو هم مديون جوان چيني به نام دني هست .هرجا به خواد با رقبا بجنگه دني كه استاد رزم انفرادي هستش همه رو داغون ميكنه . مثل سگ بهش قلاده يستن و هر وقت كارش تموم ميشه ميندازنش توي قفس طي يك ماجرا از دست رئيس و نوچه هاش فرار ميكنه و اتفاقي با پيرمرد نابينايي كه پيانو ميزنه آشنا ميشه پيرمرد دني رو به زدن پيانو تشويق ميكنه دني هم خيلي مشتاقه چون از بچگيش يه حس غريب به پيانو داشته دني تو خونه پيرمرد با نوه اون كه يك دختر دبيرستاني هست آشنا ميشه دختر اونو تو يادگرفتن پيانو كمك زيادي ميكنه ماجرا ميگذره تا اينكه رئيس خلاف دني رو دوباره پيدا ميكنه بعد از كش و قوس هاي زياد سرانجام دني ميفهمه مرد خلافكار قاتل مادرشه و ميخواسته به مادرش تجاوز كنه و لي اون مقاومت كرده و كشته شده اين در حالي بوده كه دني از كمد همه ماجرا رو ديده بوده مرد خلافكار اونو پيدا ميكنه و به جاي اينكه بكشتش پيش خودش به عنوان يك حيوون دست آموز نگهداري ميكرده....

خب باز يه فيلم خوب از جت لي .واقعا وقتي خبر اينكه گفته ديگه فيلم هاي رزمي بازي نميكنه رو شنيدم خيلي ناراحت شدم . جت در اين زمينه استاده و فكر نكنم كسي (حتي جكي چان) هم به گرد پاش برسه . در هر صورت هم جنبه هاي رومانتيك فيلم خوب بود هم صحنه هاي رزمي . توصيه ميكنم اين فيلم زيبا رو حتما ببينيد

+ نوشته شده توسط MATADOR در 86/05/12 و ساعت 13:9 |